سيد جلال الدين آشتيانى
382
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
نموده مىشود و از تكرار تجليّات وجود ، متعدد مىشود و منشأ تعدد ، تجليات مختلفهيى است كه حقيقت وجود به آن متعين مىشود . اعيان بوجهى عين همين تجلياتند ، و تجلى وجود بصفتى از صفات علت ظهور اسمى از اسماء است كه صورت و تعين اسم همان عين ثابت است . قبلا بيان كرديم كه منشأ حصول اسماء ، اعتبار ذات است با صفات ، و ظهور ذات به كسوت صفات عين اسماء حق است . پس حقايق اسمائى كه تعين اصل وجود بصفتى از صفات باشد ، داراى صورت و ظاهرى است كه حكما آن را ماهيت و عرفا آن را عين ثابت مىگويند . به عبارت واضحتر : اصل وجود تعين ندارد . تعين آن بصفتى از صفات ، همان اسم است . اسماء را عرفا حقايق الهيه مىنامند . منشأ تعدد حقايق الهيه ، تعدد صفات است . هر صفتى متناسب با مظهرى است . اين مظهر صورت و تعين اسم حق است كه متجلى و متظاهر در كسوت تعين و عين ثابت است . اسماء را حقايق الهيه ، و صورت و مظهر موجب تعين آنها را اعيان ثابته ناميدهاند . اعيان ، تجليات و ظواهر اسماء ، و اسماء ، تعين و ظهور حقيقت وجودند و اين تعينات « اعيان ثابته » ، داراى مظاهرى هستند كه از آن مظاهر تعبير بحقايق كونيه و خارجيه و خلق مىنمايند . همانطورىكه قبلا بيان شد ، اعيان ثابته باعتبار تقرر علمى ، صور اسماء حقند . از اين جهت متأثر از اسماء و اسماء مؤثر در اعيانند و به اعتبار وجود خلقى و خارجى اعيان مؤثر و متجلّى در حقايق خارجيهاند و حقايق خارجيه قابل و متأثر و منفعل از اسماء حقند ، منشأ ظهور اعيان در حضرت علميه فيض اقدس و علت ظهور خارجى آنها به صورت حقايق خارجى و وجودات خاصه فيض مقدس است و صور متمايزهء اسماء الهيه بحسب وجود علمى عين حقند و نسبت بحقايق خارجى ارواح و واسطهاند و حق بواسطهء اعيان ، فيض خود را بحقايق خارجى مىرساند . بنا بر اين ، اعيان ثابته تجليات و ظهورات اسماء حقند كه حق در كسوت آنها بمناسبت اقتضاى اعيان ظهور مىنمايد و حق چون احاطهء قيومى به همهء حقايق دارد ، مطابق استعداد هر عينى وجود افاضه مىنمايد . فاعل متجلى ذاتست در كسوت اسماء در هياكل اعيان همه را خود نوازد و سازد * گرچه از خود به كس نپردازد